تبلیغات
آبتین چت | - مطالب ابر دانلود رمان عاشقانه
منوی اصلی
آبتین چت |
  • چهارشنبه 2 تیر 1395 09:06 ق.ظ نظرات ()

    دانلود رمان شبهای تهران

    رمان شبهای تهران



    دانلود رمان شبهای تهران اثر غزاله علیزاده





    بخشی از این رمان :



    نزدیک شش سال میان نوشهر و محود آباد بانویی آسوری مهمانسرایی را اداره می کرد. خوراک ماهی لذیذ و مشهوری داشت. با بستنی های تمشک وحشی، پسته و بادام و توت فرنگی که در اتاق دربسته ترکیب می کرد، از فوت و فن کار کسی با خبر نبود و با خامه های مخروطی محصول شیر گاوهای هولشتاین که در سراسر باغ ازادانه می چرخیدند آنها را زینت می داد است.
    بنای مهمانخانه یا نمای سفید و شیروانی سفال اخرایی که سایه روشنی چون فلس ماهی دشت پشت ردیف درختان اشن و زبان گنجشک، در انتهای جاده ی پرپیچی دور از نظر می ماند. حوالی غروب سواری های بزرگ و تیره رنگ می آمدند ودر صحن شن پوش توقفگاه. مهمانان جدی را که غالبا پیشخدمتی برای حمل و نقل باز و ذکر کوچک فرار همراهشان بود پیاده میکردند.
    سراسر شب پیش می بارید و آفتابی شده بود. از صبح، نسیم گرمی که از روی امواج دریا برمی خاست پرشکوفه ها را بر سر و دوش مسافران که در باغ قدم می زدند افشان می کد و در زمین رگی می تپید که دسته دسته علفها، بنفشه های وحشی گلها را بیرون می داد. مردی جوان و بانویی سالخورده بر نیمکتی کنار چمنزار و زیر سایه ی درخت نارنج نشسته بودند بانوی سالخورده پتوی نازکی را با خانه های دودی و زرد بر زانوان لاغر گسترده بود و دسته ی چتری بسته را با انگشتانی بلند و استخوانی چون پنجه ی پرندگان و مزین به انگشترهای یاقوت و الماس محکم فشار می داد و از پشت عینکی با دوره های مطلا گردش کنندگان را زیر نظر گرفته بود. هم صحبت او که گاه در جوانب جمله های پیرزن سری تکان می داد پسری جوان با چهره ای گیرا و بیش و کم افسرده بود. بیست ساله می نمود وبا شگفتی ای کودک وار به دسته های مردم وچشم انداز روشن نگاه می کرد و از خانم مطالبی نامرتبط می پرسید. بانو پس از مکثی کوتاه به روشنی پاسخ می داد، و چهره پسر جوان بیانگر رضایت او بود ... با اشتیاق پرسید: «؟ مثل اینکه دخترها از گذشته مستقل ترند»







    لینک دانلود رمان شبهای تهران در پایین :

    shabhaye-tehran

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 تیر 1395 09:05 ق.ظ نظرات ()

    دانلود رمان همخونه نوشته مریم ریاحی

     

    َهم خونه

     

    نام کتاب :  همخونه

    نویسنده : مریم ریاحی

    ناشر :  پارس بوک

    زبان کتاب :  فارسی

    تعداد صفحه :  229

    قالب کتاب : PDF

    حجم فایل :  4,750  Kb

    توضیحات :   رمان هم خونه داستان زندگی دختر جوانی است که بنا به خواست پدرخوانده خود به صورت شش ماهه موقتا با پسر او ازدواج میکند تا مانند دو همخونه در کنار هم زندگی کنند و در مقابل ثروت پدر به صورت نصف نصف بینشان تقسیم شود. این دو زندگی خود را در کنار هم آغاز میکنند.در حالیکه دختر جوان رفته
    رفته به پسر علاقمند می شود و…

     

     


    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 تیر 1395 09:04 ق.ظ نظرات ()

    دانلود رمان زن قراردادی

    رمان زن قرار دادی




    دانلود رمان زن قرار دادی اثر مهری رحمانی




    بخشی از این رمان :


    کتاب را بست داشت فکر میکرد که شب بهترین قسمت روز است نه صدایی نه قانونی نه منعی همه چیز در اختیار خودش بود. روی زمین دراز کشید بدنش را کش و قوس داد. ماه از پنجره به رویاهایش ریخت. تلفن زنگ زد
    وقتی حرفهام تموم شد با لحنی که رنگ موعظه داشت گفت: ما دنبال فوق العاده هستیم در حالیکه فوق العاده ای در کار نیست.
    نمیدونم چه جوابی دادم ولی خوب میدونم وقتی گوشی رو گذاشت فهمید که به من دروغ گفته چون از تاسف خزیده در صداش بوی یک انتظار سرخورده می اومد. مطمئنم وقتی که این حرفو زد سوز این انتظار توی چشماش سرخ و مرطوب شده بود چون در لحن صداش نه تنها حسرت بلکه بغض کهنه ای پس رفته بود ولی نه اونقدر که من نفهمم. انتظار چیزی چیزی مثل حسی شبیه اتفاقی ساده با طعمی فوق العاده است.






    لینک دانلود رمان زن قرار دادی در پایین :

    zane-gharadadi

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 تیر 1395 09:04 ق.ظ نظرات ()

    دانلود رمان وادی عشق و گناه

    رمان وادی عشق و گناه



    دانلود رمان وادی عشق و گناه اثر م. پریزن (جیمن)




    بخشی از این رمان :



    هنگامی که چشم هایش ادامه ی شعر را تار دید،دل آزرده کتاب را بست و نگاهی به عکس شاعره ی کتاب انداخت که دیدگان سیاهش را به مخاطب دوخته بود.او فورغ فرخزاد را شاعره ای توانا یافته بود.فروغ تنها شاعری بود که توانسته بود تا اعماق روح او نفوذ کند
    شعرهایش به وی آرامش می داد.از این رو،دیوان شعر فروغ همیشه و همه جا همراه لحظه لحظه ی او در جاده ی سرنوشتش بود.از مطالعه اش خسته نمی شد،ولی امروز در این عصر دلگیر پاییزی،نه چشمهای منتظرش توان خواندن داشت و نه گوش های مراقبش توان شنیدن،چرا که در انتظار شنیدن صدای پایی اشنا بود و چشم هایش خیره ی دیدن تصویری خیال برانگیز بود.
    چند دقسقه ای از موعد مقرر گذشته بود،ولی اثری از آن که شیون انتظارش را می کشید نبود.هراسان از روی نیمکت بلند شد و اندکی در اطراف رژه رفت.




    لینک دانلود رمان وادی عشق و گناه در پایین :

    vadi-eshgh-va-gonah

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 تیر 1395 09:03 ق.ظ نظرات ()

    دانلود رمان رقص در خاطره

    رمان رقص در خاطره



    دانلود رمان رقص در خاطره اثر مریم عباس زاده





    بخشی از این رمان :



    شبی مرموز و رویایی بود، ماه نقره می پاشید و ستاره ها می رقصیدند، شاپرکی تنها، سرگردان به اینسو و آن سو پرواز می کرد و آغوش امن گلی را می طلبید، در نهایت بعد از دقایقی شاخه گل سرخی او را دعوت و آغوش به رویش گشود.
    لحظه ای کمیاب وصال شاپرک سرگشته و گل زیبا شکوفه لبخندی را روی لب های دختر جوانی که شاهد این صحنه ی ناب بود، رویاند. گره ی سنگین ابروانش باز شد و بالاخره پس از اعتها عضلات منقبض بدنش نرم شد. آهی کشید و شنل خوش بافت شیری رنگش را بیشتر به دور خود پیچاند، شنلی مثلثی که ریشه های بلندی داشت. هنر دست مادربزگ نازنینش که مثل جان عزیز و گرامیش می داشت.
    کمی بدن خود را به سمت جلو متمایل و تاب با صدای جیر جیر شروع به حرکت کرد. نگاهش خیره و ثابت به روی گل ماند، در تعجب از این که در سرما و در این فصل این گل طراوت و شادابی خود را چگونه حفظ کرده؟!
    شانه بالا انداخت و سعی کرد فکرش را به چیز دیگری معطوف کند، اما به چه؟
    از روی تاب بلند شد، سوز و سرما آزارش می داد، اهمیتی نداد. شروع به قدم زدن کرد، هر جا که قدم می گذاشت توده ای برگ خشک زیر پایش صدا می کرد و خرد می شد.






    لینک دانلود رمان رقص در خاطره در پایین :
    raghs-dar-khatere

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 تیر 1395 09:03 ق.ظ نظرات ()

    دانلود رمان رنگ سرخ عشق

    رمان رنگ سرخ عشق




    دانلود رمان رنگ سرخ عشق اثر ر. اعتمادی



    بخشی از این رمان :


    ساعت دقیقا یازده شب بود.نخستین باران پائیزی چهره غبارآلوده وچرک تهرانم رابا نم نم شاعرانه اش می شست.آسفالت خیابان پهن وعریضی که هتل شرایتون رادر آغوش رطوبت زده اش می فشرد سخاوتمندانه انعکاس نور فلورسنت ها را درمعرض نمایش می گذاشت.خیابان کاملا خلوت به نظرمی رسید جزچند اتومبیل گرانقیمت وتاکسی های مخصوص هتل هیچ عابری به چشم نمی آمد.دراین لحظه یک مذد همراه با دختری جوان ازحلقه درشیشه ای هتل بیرون آمد.مرد سی وسه چهارساله بلندقامت وشیک پوش بود ونرمشی که مخصوص ورزشکاران رشته های مدرن ورزشی است درحرکاتش دیده می شد اوبا ادب وفروتنی خاص مردان امروزی دخترهمراهش رابه سمت اتومبیل تویوتای شش سیلندرش هدایت کرد.دخترهمراهش هم بلند قامت وشاید دوسه سانتی متر ازاو کوتاه تر می زد. کشیده وظریف بود بااینکه روپوش بلندی برتن داشت تناسب اندامش برای هردختریا بانوی جوانی هم غبطه انگیز بود.بی جهت نبود که همکاران ودوستان دانشجویش در دانشکده معدن به او لقب پری داده بودند. شاید هم حق باهمشاگردیهایش بودبه خصوص که حرکات نرم ولطافت رفتارش هم باخلق وخوی متعادل او هماهنگی داشت.پری باهمه ظرافت ولطافت ظاهری اش روی صندلی جلو اتومبیل نشست و مردجوان اتومبیل رابه حرکت انداخت وخیلی زود وار خیابان قدیمی وپردرخت تهران ولیعصر شد.اوبرای تکمیل فضای شاعرانه این دیدار شیرین شبانه دکمه ی سی دی اتومبیل رافشرد وآهنگ نرم واحساساتی غریبه ای در نیمه شب با صدای مشهور خواننده ی قرن20 فرانک سیناترا که مناسب آن شب رویا برانگیزشان بود درفضای اتومبیل پیچید.مردجوان نگاه کاملا شناخته شده آدمهای عاشق به نیمرخ ظریف همراهش انداخت ونیم نگاهی به آینه عقب اتومبیل.بله! اتومبیل بنزی که چندشب بود اورا باسماجت آمیخته با پررویی تعقیب می کرد باحفظ یک فاصله 50 60متری بدنبالش راه افتاده بود.مرد بی آنکه خونسردی اش رااز دست بدهد دوباره نگاهی عاشقانه به مسافر زیبا ونرم ولطیفش انداخت وبالحن بسیار خودمانی گفت:نسیم!






    لینک دانلود رمان رنگ سرخ عشق در پایین :

    range-sorkhe-eshgh

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 تیر 1395 09:02 ق.ظ نظرات ()

    دانلود رمان سرمه

    رمان سرمه

       



    دانلود رمان سرمه اثر ناهید سلیمانخانی





    بخشی از این رمان :


    با هزار دردسر یک صندلی خالی در پشت ستونِ پهنی در انتهای سالن پیدا کردم و نشستم.از آنجا ورودی مسافران پیدا بود. تابلوی نمایشگر اطاعت پرواز هم در سمت راستم قرار داشت.با آنکه میدانستم کسی به استقبال او نمی آید، عینک دودی پهنی زده بودم تا شناخته نشوم. چشمم به ورودی بود و دلم زیر و رو میشد. هواسرد بود، اما انگار همه بخاری های موجود در سلولهای بدنم به طور ناگهانی از زیر پوستم بیرون زده بود که داشتم شُرشُر عرق میریختم. دلواپسی موهومی به دلم چنگ میزد و حال خودم را نمی فهمیدم. سردر نمی آوردم سرخوشم یا دلتنگ! شاید از تصمیم ناگهانی خود غافلگیر شده بودم که پس از سالها آزار یکهو دلم هوای دیدنش را کرده بود.
    تا تلفن همراهم زنگ زد در کیفم را باز کردم و دکمه خاموش ار فشار دادم، دلم نمیخواست تمرکزم به هم بریزد یا کسی چیزی بگوید که مردد شوم. حرکات ِچشم انتظارات در پشت دیوار شیشه ای بلند شبیه افکار من بود. سردرگم و گیج .جیغ و داد بچه ها بیداد میکرد. با آنکه تصمیم گرفته بودم که گذشته فکر نکنم گریز از خاطرات تلخ و شیرین که عمری عذابم داده بود کاری سخت و ناممکن به نظر می رسید.






    لینک دانلود رمان سرمه در پایین :

    sorme

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 تیر 1395 09:02 ق.ظ نظرات ()

    دانلود رمان ماه عسل

    رمان ماه عسل




    دانلود رمان ماه عسل اثر حامد احمدی





    بخشی از این رمان :


    هر زمان كه دلم می گرفت، دوست داشتم كه به درون حیاط بروم. آنجا كه فضای بازی دارد. دست هایم را باز كنم. و ناگهان غیب شوم.
    و زمانی بعد، در هندوستان ظاهر شوم. در دهكده ای. در جایی كه دختری باشد، تنها و درمانده.
    به پیش او بروم. مرا در آغوش كشد. و آنگاه، با هم باشیم. تا صبح.
    و او شاد شاد باشد از آن آشنایی.
    و من مریض شوم.
    مریضی ام، یك هفته ای به طول بیانجامد و او تمام هفته را بر بالینم بنشیند، به این امید كه روزی برخیزم و دوباره با هم باشیم و دوباره از با هم بودنمان، شاد شویم."
    بعد از اینكه این جمله ها را گفت، اتاق را با كشیدن پرده هایش، در سیاهی فرو برد. تا اینكه چند لحظه بعد آباژوری روشن شد.







    لینک دانلود رمان ماه عسل در پایین :

    mahe-asal

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 تیر 1395 09:01 ق.ظ نظرات ()

    دانلود رمان پریا

    رمان پریا




    دانلود رمان پریا اثر فهیمه رحیمی



    بخشی از این رمان :

    از روزی كه در محله دیو تنوره كشید و سر به آسمون سایید.ادمهای بی ریا و صمیمی هم در آتش تندر سوختند وجان به در برده ها بره معصوممهربانی و رافت را به پای غول قربانی كردند تا صباحی بیشتر از این عروس هزار چهرهكام گیرند . چهره ها رنگ باخت و لبخندها به بیرنگی نشست الفاظ ساده و صمیمی زیركلمات پر طمطراق و سنگین له شد و نابود شد . درختان كهنسال اره و جوی از وحشتدامنش خشك شد و ...
    پریا كجا بودی دیر كردی؟
    دنبال نون حلال شایدم اقبال و شانس.
    بس كن پریا!باز هم كه داری هزیون می گی!
    هیس جواد گوش كن صدای آوازی میاد كه اركستر نداره.
    به جای این حرف ها بگو تو بقچه چی داری؟
    قیمه زعفرونی تو نایلونه بازش كن ! پیش از این كه بازش كنیمی خوای بدونی از كجا واز كی رسیده؟
    موقع خوردن گوش می كنم فعلا كه خیلی گشنمه!
    رفته بودم اون بالاها دلم گرفته بود بفهمی نفهمی نور كوچكیته دلم روشن بود ویه صدا مدام زیر گوشم وزوز می كرد كه شاید...





    لینک دانلود رمان پریا در پایین :





    parya

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 تیر 1395 09:01 ق.ظ نظرات ()

    دانلود رمان زر کبود

    رمان رز کبود



    دانلود رمان رز کبود اثر فهیمه رحیمی




    بخشی از این رمان :


    مات و مبهوت چشم به دهان پسرعمو رسول دوخته بود که داشت با آب و تاب خبر معاون سیاسی شدن آقا نعیم را تعریف می کرد و از او متعجب تر خانم و آقای رازقی بودند که با نگاه ناباور خود به رسول چشم دوخته بودند. نعیم و معاون سیاسی؟! رسول وقتی از سخن باز ایستاد رو به عمویش کرد و پرسید:
    ـ شما هم باورتان نمی شود بله؟
    عمو گفت:
    ـ در کارآیی او که شک نداریم اما چطور بی خبر و بی مقدمه؟
    رسول با صدا خندید و گفت:
    ـ اگر غیر از این بود جای تعجب داشت. برای نعیم هم شب جادویی به وقوع پیوست و یک شبه معاون شد.
    خانم رازقی گفت:
    ـ چند روز دیگر هم می شنویم که او با دختری از بزرگان مملکتی ازدواج کرده.
    رسول گفت:








    لینک دانلود رمان رز کبود در پایین :






    r-oze-kabod

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 تیر 1395 09:00 ق.ظ نظرات ()

    دانلود رمان لحظه عاشق شدن

    رمان لحظه عاشق شدن



    دانلود رمان لحظه عاشق شدن اثر ثریا منصور بیگی



    بخشی از این رمان:



    وارد سالن دانشکده شدم،کسی داخل سالن نبود.نگاهی به ساعتم انداختم،پنج دقیقه از وقت کلاسم گذشته بود.با سرعت از پله ها بالا می رفتم که یه پله مونده بود به اخر،احساس کردم با کسی برخورد کردم.برگه ها از دستم روی زمین رها شد.با حالتی عصبانی به بالا نگاه کردم،قلبم به شدت به تپش افتاد،زبونم بند اومد.ابروهای خوش فرم و چشم های سیاه نیمه خمارش چهره شو خشن جلوه می داد،خشن ولی فوق العاده جذاب!
    خم شد،برگه ها رو از روی زمین جمع کرد.اونا رو به من داد و با لبخندی که بر لب داشت نگاهی بهم انداخت و گفت:
    ببخشید خانوم،سرم پایین بود،داشتم ساعت مچیمو تنظیم می کردم،به خاطر همین متوجه شما نشدم.
    برگه ها رو ازش گرفتم و گفتم:مهم نیست،خودتونو ناراحت نکنید.








    لینک دانلود رمان لحظه عاشق شدن در پایین :






    lahze-ashegh-shodan

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 تیر 1395 09:00 ق.ظ نظرات ()

    دانلود رمان عشق تا ابد

    رمان عشق تا ابد




    دانلود رمان عشق تا ابد اثر شهناز محلوجیان




    بخشی از این رمان :



    سرگیجه و سر درد آزارش می داد ، بغض سنگین و دردی که گلویش را گرفته بود فرصت نمی داد نفس های تند و هیجان زده ی خودش را به حال عادی برگرداند .
    صدای آقا جون به شکل گلوله های ریز با سرعت روی پرده ی گوشش می چرخید ، انگشتانش توان نگاه داری گوشی تلفن را نداشت ، به دیوار تکیه داد ، آرنجش را روی صفحه ی میز زیر تلفن گذاشت و بی رمق و التماس آمیز گفت :
    - چرا عذابم می دی ؟ خواهش می کنم ، ببین دارم التماس می کنم ، . . . باهام حرف بزن .
    گوشی تلفن را از کنار گوشش دور گرفت ، می خواست آن را روی شاسی قرار دهد ، منصرف شد دهانی گوشی را محکم گرفت . نا راضی و پشیمان ، تند و عصبی ، با خشم دندان هایش را روی هم فشار داد . داری بهش التماس می کنی ؟
    صدای پیر مرد خسته و پشیمان را شنید :
    - با تلفن نمی تونم همه چیز رو این جوری که اتفاق افتاده توضیح بدم . خواهش می کنم ، فریاد نزن ، هیچی ام نگو ، بذار فقط من حرف بزنم .
    سایه ی گنگ و محو چهره ی آقا جون روی پرده ی خیالش حرکت کرد . چشم هایش را بست و سکوت کرد .
    - گوش کن به من ، نمی تونم بیام اونجا . . . بیا تهران . . . هر کجا که بخواهی قرار بذار بیام سراغت .








    لینک دانلود رمان عشق تا ابد در پایین :





    eshgh-ta-abad

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 تیر 1395 08:59 ق.ظ نظرات ()

    دانلود رمان اشراف زاده

    رمان اشراف زاده




    دانلود رمان اشراف زاده اثر نسرین قدیری




    بخشی از این رمان :


    نوای دلنشین و گوشنواز والس دانوب آبی اشتراوس، در
    سراسر تالار طنین انداخته بود. شاه پری مثل همیشه بر جایگاه خود بالای تالار نشسته
    بود و شاهد رقص زیبای زوج جوانی بود كه به سبكی حركت قوها روی آب، بر روی سنگهای
    سفید و مرمرین تالار مشغول حركت و جست و خیز بودند. لباس بلند و آبی رنگی به تن
    داشت كه سراسر آن با مروارید و سنگهای براق سفید، تزیین شده بود. گیسوانش را پشت
    سرش جمع كرده و با سنجاق الماس نشان بزرگی مهار كرده بود. گیسوانی كه زمانی چشم هر
    بیننده ای را خیره می كرد و دهان همه را به تحسین می گشود. مثل همیشه راست و
    استوار وسط مبل بزرگ و اشرافیش نشسته بود. او هرگز به تكیه دادن و لمیدن عادت
    نداشت. شانه های شكیلش كه اكنون استخوانی و شكننده شده بودند، پس از هفتاد و پنج
    سال عمر، هنوز صاف و استوار از زیر لباس خودنمایی می كردند. گردن بلند و چروكیده
    اش كه زمانی مظهر سپیدی یاس و یادآور زیباترین و لطیف ترین پرهای قو بود، همچنان
    بلند و كشیده جلوه گری می كرد و اثری از خمیدگی و تسلیم در آن دیده نمی شد. دستهای
    قوی و محكش كه یكی بر روی دسته مبل و دیگری روی عصای بلند و مرصعی قرار داشت كه آن
    را به زمین می فشرد و به آرامی تكان می داد، تعداد زیادی انگشتر برلیان و الماس را
    در معرض دید بینندگان قرار می داد. گردنبند ضخیم و مرصعی به گردن بسته بود و
    گوشواره های بزرگ الماسش در اطراف صورت در هم رفته و پیرش، بزرگ و بی قواره جلوه
    می كردند. راست و استوار نشسته بود.









    لینک دانلود رمان اشراف زاده در پایین :






    ashrafzade

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 تیر 1395 08:58 ق.ظ نظرات ()

    دانلود رمان چشمان همیشه مست

    رمان چشمان همیشه مست




    دانلود رمان چشمان همیشه مست اثر نسرین نصرینی




    بخشی از این رمان :



    دیگر رنگ به چهره اش نمانده بود.با چشمانی همانند عروسک شیشه ای و بی روح روی صندلی عقب اتوموبیل درست پشت سر من نشسته و متفکرانه به نقطه ای نامعلوم چشم دوخته بود.از آیینه اتوموبیل نگاهش کردم.خیلی وقت بود دلم برای دیدن چشمانش تنگ شده بود.چشمانی که در تمام دنیا شبیه ترین بود.به چشمان او.از خیابانهای اصلی گذشتیم و کم کم به آن جاده فرعی و دور افتاده رسیدیم جاده ای که در گذشته ای دور از آن عبور کرده بودم و این برایم یادآور شیرین ترین خاطرات زندگی ام بود.جاده ای که پس از سالها هنوز بوی عشق میداد.انگار حضورش را دوباره احساس میکردم و آن چشمان زیبا و دوست داشتنی و آن لبخند شیرین واضح تر از همیشه در نظرم نقش بست.جاده هنوز هم خلوت و تاریک بود.درست مثل گذشته درختان بلندی که دو طرف آن قرار داشت چنان روی جاده باریک خم شده و شاخ و برگشان را درهم پیچیده بودند که انگار وارد تونلی درختی میشدیم.









    لینک دانلود رمان چشمان همیشه مست در پایین :







    cheshmane-hamishe-mast

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 تیر 1395 08:58 ق.ظ نظرات ()

    دانلود رمان شاخه های سبز

    رمان شاخه های سبز



    دانلود رمان شاخه های سبز اثر مریم غلامی حاجی آبادی



    بخشی از این رمان :


    هواپیما بر باند فرودگاه مهرآباد فرود آمد. مسافرها یك به یك آماده ی خروج شدند. او هم بلند شد. چند ردیف جلوتر خانم مسنی سرش را به عقب برده بود و نگاه سیارش بر مسافرها می چرخید. به او كه رسید ناگاه چرخش نگاهش متوقف شد و برق آسا چشم برگرفت. المیرا بند كیفش را روی شانه اش جابه جا كرد و مقابل در خروجی ایستاد. او قبل از پرواز هواپیما نیز متوجه حضور آن زن شده بود ولی نمی دانست چنین رفتارها و نگاه هایی را از یك زن سالخورده چگونه تعبیر كند؟! احساس عجیبی داشت كه از چندوچون آن سر در نمی آورد. المیرا به میمنت فارغ التحصیلی از دانشگاه، توسط مادربزرگش به اصفهان دعوت شده بود و اكنون پس از سفری كوتاه و دلنشین دوباره خود را در تهران می یافت.
    محوطه سرپوشیده ی فرودگاه را از نظر گذراند. فضای سالن خالی از وجود مادر و پدرش بود. او در حالی كه چمدان را به دست گرفته بود خارج شد. آن جا هم جز اتومبیل های پارك شده و رفت و آمد عادی مردم چیزی جلب توجه نمی كرد. هنوز زمانی نگذشته بود كه اتومبیلشان را شناخت. پدر به سوی او می راند و مادر هم در كنارش بود. در حالی كه سوار اتومبیل می شد آن زن را دید كه در كنار یكی از اتومبیل های پارك شده ایستاده و مبهوت اوست!






    لینک دانلود رمان شاخه های سبز در پایین :






    shakhehaye-sabz

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4

دانلود اهنگ شاد دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور سیستم وبلاگدهی خرید هاست لینوکس طراحی چتروم در تبریز کانکس مسکونی ارزان ثبت شرکت ارزان قیمت بیت کوئین سایت طراحی ازاد طرح دانلود بازی بدون سانسور دانلود والپیپر عاشقانه جدید دانلود فیلم خارجی دانلود کلیپ خنده دار آشپزی ایرانی عکس نوشته های عاشقانه دانلود نرم افزار 2017 اطلاعات پزشکی پنل اس ام اس انجمن تفریحی حد و حدود دکوراسیون داخلی اداری مجله پوست و مو رابطه جنسی در دوران عقد سایت قرانی دانلود موزیک جدید عکس و بیوگرافی دانلود بازی انلاین دنا موو دانلود نرم افزار سایت سرگرمی تکناز شلوغ چت الوند وب فیلم ایرانی 96 تور اروپا ارزان مجله خودرو خارجی بازی اندروید رایگان دانلود اهنگ قدیمی دعای خوابدعا برای پولدار شدن خبرگزاری بورس دانلود اهنگ ایرانی دانلود عکس متن داربای کاسیو اخبار روز ایران و جهان سایت تفریحی و سرگرمی دانلود آهنگ جدید احسان خواجه امیری ضرب المثل های خنده دار دانلود بازی چند نفره اندروید قیمت انگشتر جواهر سایت ماشین خودرو برلیانس محصولات ورزشی دانلود کلیپ آموزش رقص دانلود نرم افزار تلگرام  دانلود عکس عاشقانه اخبار سیاسی اس ام اس آرزوی سفر خوش آلاله چت مجله غزاله دانلود عکس اس ام اس تولد عاشقانه دانلود والپیپر اچ دی دانلود آزمون رشته ریاضی دانلود نرم افزار دوست دختر یابی دانلود نرم افزار حسابداری رایگان تعرفه طراحی چت روم پایگاه خبری دانلود کتاب آموزش سحر و جادو قیمت خط موبایل ثابت مدل مانتو تنگ و کوتاه نمونه سوالات تافل دعا ثمانین ایه دانلود کلیپ جنیفر لوپز مدل لباس پاکستانی سایت تفریحی سرگرمی سایت تفریحی سرگرمی دانلود موزیک ایرانی